تبليغاتX
عشق ممنوعه



























عشق ممنوعه

::..مرنجان دلم را که این مرغ وحشی زمانی که برخواست مشکل نشیند..::

 

 

y5uwdcmrj5yvjz5jkeoh.jpg

در شيريني بوسه غرق بوديم كه ناگهان شوري اشك

 

رابر لبانم احساس كردم و فهميدم كه اين بوسه ي

 

جدايست

 

 

 

 

 

 

خوشبختی, داشتن دوست داشتنی ها نیست, بلکه دوست داشتن داشتنی هاست.

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 0:27 توسط Farmika|

می ترسم از نبودنت

و از بودنت بیشتر!

نداشتن تو ویرانم میكند

و داشتنت متوقفم!

وقتی نیستی كسی را نمی خواهم

و وقتی هستی" تو را" می خواهم

رنگهایم بی تو سیاه است و در كنارت خاكستری ام

خداحافظی ات به جنونم می كشاند

و سلامت به پریشانیم!؟

بی تو دلتنگم و با تو بی قرار

بی تو خسته ام و با تو در فرار

در خیال من بمان

از كنار من برو

من خو گرفته ام به نبودنت
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 0:19 توسط Farmika|

9ulcyiu75b3o46ij7gm.jpg

پرسید:

به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دلم می خواست با تمام وجودم داد بزنم

"بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هیچ کس.
 پرسید پس به خاطر چه زنده

هستی؟ با اینکه دلم فریاد میزد "به خاطر تو" با یک بغض غمگین گفتم به

خاطر هیچ چیز.
 ازش پرسیدم تو به خاطر چی زنده هستی؟ در حالیکه اشک

تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر کسی که به خاطر هیچ زنده

است

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 15:51 توسط Farmika|


 
oxaa2ae1eo9fngi1x3gy.jpg
می روم

از کنار تمام روزها رد می شوم


و تمام خاطرات
به تو که می رسم، می ایستم

توانِ حرکتم نیست

غم ِ نبودنت چقدر بزرگ است

و حس بودنت چقدر شگفت انگیز

می خواهم تاابد در همین نقطه بمانم

جایی که تو هستی و من و زندگی

کاش زمان همین جا متوقف بماند....
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 15:42 توسط Farmika|

سلام سلام

اقا یه حرف مهم دارم.

اگه از وبلاگ خوشتون اومده برای دسترسی به مطالب بیشتر حتما یه سر به قسمت ارشیو وبلاگ که سمت چپ میشه بزنید و مطالب شهریور ۹۰ -مهر ۹۰-ابان -اذر ۹۰ رو هم حتما ببنید.میدونم که خوشتون میاد.چون خیلی قشنگن .مطالب مربوط به سال۸۹ و ۸۸ هم یه نگاه کنید بد نیست.شاید مورد پسند قرار گرفت.

راستی راستی نظر یادتون نره ها.

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 3:10 توسط Farmika|

jptsnmpagz5i1lc8ga.jpg

۳۰ ثانیه به نقطه ی قرمز نگا کنید بعد به دیوار نگاه کنید وپشت سر هم  سریع پلک بزنید.

اون وقته که....( چی میبینید)

هر کی دید بگه چه اتفاقی میوفته

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 1:10 توسط Farmika|

وقتي رفتي قلبم ايستاد سر كوچه خيانت

يكي گفتش بي خبال شو! حيف اون اشك زلالت 

اخه من جز يه عروسك واسه تو چيزي نبودم 

وقتي رفتي شعر اشك و من براي تو سرودم 

وقتي رفتي گريه كردم هم صدا با ساز بارون 

يادم اومد كه مي گفتي حاضري واسم بدي جون 

وقتي رفتي همه گفتن قسمتت نبود عزيزم !! 

ولي از عشق و علاقم به تو يك ذره نشد كم !!


نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 23:14 توسط Farmika|

nrgf6okie380feextr.jpg

بوسه یعنی وصل شیرین دولب

بوسه یعنی عشق دراعماق شب

بوسه یعنی مستی از مشروب عشق

بوسه یعنی آتش گرمای تب

بوسه یعنی حس طعم خوب عشق

طعم شیرینی به رنگ سادگی

بوسه آغازی برای ما شدن

لحضه ای با دلبر تنها شدن

نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 23:6 توسط Farmika|

 

jnpdg4h3b39qc4chf5gc.jpg

نذار امشبم با یه بغض سر بشه
بزن زیر گریه چشات تر بشه

بذار چشماتو خیلی آروم رو هم
بزن زیر گریه سبک شی گلم

یه امشب غرورو بذارش کنار
اگه ابری هستی با لذت ببار

هنوزم اگه عاشقش هستی که
نریز غصه هاتو تو قلبت دیگه

غرورت نذار دیگه خستت کنه
اگه نیست باید دل شکستت کنه

نمی تونی پنهون کنی داغونی
نمی تونی یادش نباشی به این آسونی

هنوز عاشقی و دوسش داری تو
نشونش بده اشکای جاریتو

نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 22:58 توسط Farmika|

 

1eztjso131ldlxoun.jpg

دست من خالیست...

اما دلم..

تا دلت بخواهد

از دست تو پر است....

 


 

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 0:22 توسط Farmika|



از کسی که دوستش داری ساده دست نکش.
شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی.

و

از کسی که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن،
شاید هیچ وقت کسی تو رو مثل اون دوست نداشته باشه

نوشته شده در جمعه دوم دی 1390ساعت 2:16 توسط Farmika|

 

 

لحظه رفتن است ........................
کاش یادت نرود روی این نقطه پر رنگ بزرگ بین ناباوری ادم ها
یک نفر میخواهد که به یادش باشی
نکند کنج هیاهو بروم از یادت..................................

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 2:8 توسط Farmika|

باور نمیکنی بغض بی تو بودنم چه سنگین شده

تمام روزهای بی تو بودن را

برای با تو بودن گریانم

کاش پیشم بودی برای همیشه

تا در اغوش مهربانت ببارم برای بی تو بودن ها.........
نوشته شده در جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 0:1 توسط Farmika|

اگر تو این دنیا کسی هست که با دیدنش رنگ رخسارت عوض میشه و قلبت شروع به تند تند تپیدن میکنه ،
و دلت رو به تاراج میبره ، به خدا مهم نیست که مال تو باشه !
مهم اینه که باشه ;
نفس بکشه ;
زندگی کنه ;
و از زندگیش لذت ببره ;
فقط همین ...
فقط و فقط همین ...
نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 1:3 توسط Farmika|

بعضی وقتا هست که دوست داری کنارت باشه . . .
محکم بغلت کنه . . .
بذاره اشک بریزی تا آروم شی . . .
بعدآروم تو گوشت بگه:
.
.
.
«دیوونه من که باهاتم»

نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 0:30 توسط Farmika|

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم

  خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت تو از یادم


خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم

در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم


و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد

و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد


چگونه بگذرم از عشق
، از دلبستگی هایم ؟


چگونه می روی
با اینکه می دانی چه تنهایم ؟


  خداحافظ ، تو ای بانوی شب های غزل خوانی

خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی


خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم

خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !!
نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 1:10 توسط Farmika|

من و من
من و تنهایی من
من و تکرار بودن
من و تکرار روزایی که با اسمت شروع میشن
من و سهم عظیم خنده هایت در نبودن
من و دل خستگی روز و شب من
معما بودنم در حسرت تو
تو و تو
تو تنهایی تو
تو و تکرار عشقم در هوای بودن با تو
تو و نبض عظیم بودن تو
تو و تکرار بودن های بی تو
تو اینجایی کنارم عین بودن
نفس هایت به من نزدیکتر از من
خدایا عشق تو من را گرفته
کمک کن مانده باشم با " تو و من"
نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1390ساعت 0:55 توسط Farmika|

گفتم خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من ؟
گفتم خدایا دلم را ربودند گفت: پیش از من ؟
گفتم خدایا چقدر دوری گفت : تو یا من ؟
گفتم خدایا تنها ترینم گفت : پس من ؟
گفتم خدایا کمک خواستم گفت: از غیر من ؟
گفتم خدایا دوستت دارم گفت: بیش از من؟
گفتم خدایا انقدر نگو من گفت: من توام تو من...
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 21:48 توسط Farmika|

شاید کسی هست که شبها واسه اینکه خوابتو ببینه به خدا التماس میکنه 

شاید کسی هست که وقتی تو رو میبینه دستاش یخ میکنه و طپش قلبش هر لحظه بیشتر میشه

شاید کسی هست که به خاطر تو شبها تو دریایی از اشک میخوابه

ولی تو اونو نمی بینی ...!

شایدم هیچ وقت نبینی...!

نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 1:11 توسط Farmika|

آخر ای دوست نخواهی پرسید


كه دل از دوری رویت چه كشید


سوخت در آتش و خاكستر شد


وعده های تو به دادش نرسید


داغ ماتم شد و بر سینه نشست


اشك حسرت شد و بر خاك چكید


آن همه عهد فراموشت شد


چشم من روشن و روی تو سپید


جان به لب آمده در ظلمت غم


كی به دادم رسی ای صبح امید


آخر این عشق مرا خواهد كشت


عاقبت داغ مرا خواهی دید

دل پر درد مرا مشكن دوست


كه خدا بر تو نخواهد بخشید....

نوشته شده در جمعه بیست و نهم مهر 1390ساعت 1:13 توسط Farmika|


آخرين مطالب
» شوری و شیرینی احساس
» بودن یا نبودن
» به خاطر تو.....
» از تمام خطراتمان رد میشوی...
» خبر خبررررررررررر
» جل الخالق.....ادم فکش باز میمونه....
» وقتی رفتی
» بوسه یعنی.....
» بزن زیر گریه
» دست و دلم

Design By : Pichak